طومار عمر طی شد و غافل نشسته ایم
در راه آرمیده چو منزل نشسته ایم
در این شعر، شاعر به غفلت و بیتحرکی انسانها در برابر گذر زمان و خطراتی که آنها را احاطه کرده، اشاره میکند. او میگوید که عمر به پایان رسیده و ما همچنان بیخبر و غیرفعال نشستهایم. با وجود تهدیدها و مشکلات، همچنان به راحتی زندگی میکنیم و به سمت آیندهای نامشخص حرکت نمیکنیم. در واقع، شاعر به انتقاد از حالت عدم عمل و بیتوجهی مردم اشاره میکند، در حالی که باید هوشیار و فعال باشند و از فرصتهایی که در زندگی پیش میآید بهره ببرند. او از ناامیدی و رکود در مواجهه با مسائل شکایت دارد و به لزوم بیداری و تلاش بیشتر برای تغییر اوضاع تکیه میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
طومار عمر طی شد و غافل نشسته ایم
در راه آرمیده چو منزل نشسته ایم
بالین ز تیغ کرده و آسوده خفته ایم
بر موج تکیه کرده و غافل نشسته ایم
موج وحباب تاج و کمر از محیط یافت
ما همچنان به دامن ساحل نشسته ایم
مشکل روان شود به دوصد نیش خون ما
از بس میان مردم کاهل نشسته ایم
حیرت نگر که بر دم شمشیر آبدار
در انتظار جلوه قاتل نشسته ایم
از دیر و کعبه دیده امیدوار خویش
پوشیده، روز و شب به در دل نشسته ایم
غفلت به ما چه ظلم ازین بیشتر کند؟
در دور چشم مست تو عاقل نشسته ایم
نومید از کشاکش بحر کرم نه ایم
صائب اگر چه تا مژه در گل نشسته ایم