کاری مکن که رو به در آسمان نهم
هر تیر ناله ای که بود در کمان نهم
در این شعر، شاعر از طرفی به معشوق خود هشدار میدهد که کارهایی نکند که او را از محبت و عشقش دور کند. او به شدت به احساسات خود اشاره میکند و بیان میکند که نمیتواند صبر کند و در عشقش دچار درد و رنج است. همچنین اشارهای به جدایی و ناپایداری در عشق دارد و میخواهد از این وضعیت رهایی یابد. شاعر با تأکید بر ناپایداری عشق، از معشوق میخواهد که به احساسات او توجه کند و طوری رفتار نکند که او را از خود براند. در کل، این شعر بیانگر عواطف عمیق و درگیریهای درونی شاعر در رابطه عاشقانهاش است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کاری مکن که رو به در آسمان نهم
هر تیر ناله ای که بود در کمان نهم
کاری مکن که پا کشم از آستان تو
داغ صبوریی که ندارم به جان نهم
کاری مکن که بدعت وارستگی ز عشق
من در میان سلسله عاشقان نهم
کاری مکن که نیمشب از رخنه قفس
راه گریز پیش دل ناتوان نهم
کاری مکن که راز جگر سوز داغ را
با مرهم حرام نمک، در میان نهم
انصاف نیست کز چمنت بعد صد بهار
بی برگ سبزرو به در آشیان نهم
آخر چنان مکن که چو صائب ز زلف تو
دل بر گرفته رو به صف نیکوان نهم