نتوان گرفت روزی هم از دهان هم
مرغان نمی کنند غلط آشیان هم
این متن به بررسی مشکلات و نفاقهای موجود در روابط انسانی میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که روابط صداقت و محبت کمکم دچار اختلال میشود و دو دل مهربان و یکدگر نمیتوانند در کنار هم باشند. همچنین، او به ظلم و ستم و چگونگی متحد شدن ظالمین اشاره میکند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که در میان تمام تلخیها و سنگیبودن دلها، عشق و محبت واقعی در نهایت غلبه میيابد و میتواند نظم و هماهنگی را به ارمغان آورد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نتوان گرفت روزی هم از دهان هم
مرغان نمی کنند غلط آشیان هم
چون پل ز سیل حادثه از جا نمی روند
جمعی که بسته اند میان بر میان هم
ارباب ظلم تقویت یکدگر کنند
این فرقه اند از دل سنگین، فسان هم
در آسیا دو دانه نجوشد به یکدگر
در زیر چرخ نیست دو دل مهربان هم
چشم زمانه سیر نمی گردد از نفاق
تا خلق توتیا نکنند استخوان هم
چندان که در بساط جهان می کنم نظر
جز سنگ و شیشه نیست دو دل مهربان هم
از رنگ چهره راز مرا شرم یار یافت
دانند خوب بسته زبانان زبان هم
در روزگار حسن سلوک تو اهل نظم
صائب شدند از ته دل مهربان هم