از گریه شبانه فزاید جلای چشم
باشد ز اشک گرم چراغ سرای چشم
این شعر درباره احساسات عمیق و پیچیده عاشقانه و تأثیرات اشک و گریه بر چشم و دل انسانها صحبت میکند. شاعر به زیباییهای چشمان معشوق اشاره میکند و میگوید که اشکها میتوانند نور و روشنی را برای دل عاشق به ارمغان بیاورند. همچنین، او از درد و رنجهای عاشقانه و تأثیر خطوط و زلف معشوق بر قلب سخن میگوید. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که حتی غمها و دشواریها نیز زیبایی و جذابیت خاصی را در عشق به وجود میآورند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از گریه شبانه فزاید جلای چشم
باشد ز اشک گرم چراغ سرای چشم
اجزای حسن زیر و زبر می شود ز خط
جز پیشگاه جبهه و دولتسرای چشم
از قید خط و زلف امید نجات هست
بیچاره عاشقی که شود مبتلای چشم
از باز چشم بسته نیاید اگر شکار
چون می برد ز اهل نظر دل حیای چشم؟
خیزد به رنگ دود ز مژگان نگه مرا
گرم است بس که از دل گرمم هوای چشم
در منزلت ز خنده اگر گریه بیش نیست
بالاتر از دهن ز چه دادند جای چشم
صائب غبار اگر چه به آیینه دشمن است
از خط چون غبار بود توتیای چشم