همت بلند نام شد از طبع سرکشم
گوگرد احمر خس و خارست آتشم
در این شعر، شاعر به ابراز شخصیت و اراده خود میپردازد. او از انگیزه و همت بلند خود صحبت میکند و به قدرت و تأثیرگذاریاش بر جهان اشاره میکند. با تصاویری مانند آتش و خورشید، او احساسات و خواستههای درونیاش را بیان میکند. شاعر نشان میدهد که با وجود چالشها و مشکلات، عزم و ارادهاش او را به سمت آرزوهای بزرگ هدایت میکند. او همچنین به آشفتگی ذهنی خود اشاره کرده و در پی یافتن آرامش و تمرکز است. این شعر بیانگر آزادیخواهی و جستجوی معنا در زندگی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
همت بلند نام شد از طبع سرکشم
گوگرد احمر خس و خارست آتشم
با آن که سنگ را به نظر لعل می کنم
از خاک تیره است چو خورشید مفرشم
در قبضه تصرف گردون کج نهاد
از راست خانگی چو کمان در کشاکشم
اندیشه از سیاهی لشکر چرا کنم؟
چون آفتاب مشرق تیرست ترکشم
از سوختن چگونه گریزم، که چون سپند
برآسمان اگر شده ام رزق آتشم
دارم چو موج تنگ در آغوش بحر را
وز جوش اشتیاق همان در کشاکشم
صائب چرا به رشته مریم برم پناه؟
شیرازه گیر نیست حواس مشوشم