غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۰۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

عمری چو گرد در قدم کاروان شدم

تا همچو ناله با جرسی همزبان شدم

۲

از عشق من ز چرخ گذشت آفتاب تو

سرو تو قد کشید چو من باغبان شدم

۳

تا چند بانفاق کسی هم نمک شود؟

دلسرد از آشنایی این دوستان شدم

۴

پرواز، دانه خور نکند بلبل مرا

چون سبزه پا شکسته این بوستان شدم

۵

صائب کسی به رتبه شعرم نمی رسد

دست سخن گرفتم و بر آسمان شدم

بازگشت به سروده‌های صائب