غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۹۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چون زلف دست بر کمر یار یافتم

سر رشته نزاکت ز نار یافتم

۲

چون شبنم به چهره گل جای می دهند

این منزلت ز دیده بیدار یافتم

۳

آخر چو شبنم از اثر صاف طینتی

در پیشگاه خاطر گل بار یافتم

۴

آن دولتی که بال هما صفحه ای ازوست

در زیر چتر سایه دیوار یافتم

۵

میراب زندگی ز حیات ابد نیافت

فیضی که من ز چشم گهربار یافتم

۶

طاق پل مجاز، اساس حقیقت است

من ساق عرش را ز سر دار یافتم

۷

از عشق ره به مرتبه حسن برده ام

آب گهر ز رنگ خریدار یافتم

۸

تا چشم همچو غنچه گشودم ز یکدگر

خود را چو خار بر سر دیوار یافتم

بازگشت به سروده‌های صائب