در عین وصل داغ جدایی چو لاله ام
خالی و پر ز ماه چو آغوش هاله ام
این شعر بیانگر احساسات عمیق و تناقضهای درونی شاعر است. وی در حالی که به وصال و عشق اشاره میکند، از درد جدایی و تشنگی خود نیز سخن میگوید. تصویر لاله و پیاله نمادهایی از زیبایی و غم هستند. شاعر به یاد عشقهای گذشته و حسرت آنها میپردازد و تأکید میکند که با وجود پیری، هنوز روح جوانی دارد. او همچنین نشان میدهد که چگونه درد و افسردگی میتواند تأثیری عمیق بر وجودش بگذارد. در نهایت، او بیان میکند که دیگر نمیتواند احساساتش را پنهان کند و صدای آه و نالهاش به دیگران میرسد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در عین وصل داغ جدایی چو لاله ام
خالی و پر ز ماه چو آغوش هاله ام
شد تشنه تر ز باده روشن پیاله ام
خالی و پر ز ماه چو آغوش هاله ام
مجنون من به گوش فلک حلقه می کشید
روزی که بود ناف غزالان پیاله ام
هر دانه ای به دام نمی آورد مرا
باشد ز کوه قاف چو عنقا نواله ام
پیر مرا فسرده نسازد چو دیگران
با کهنگی جوان چو می دیر ساله ام،
ز افسردگی اگر می لعلی کنم به جام
چون لاله خون مرده شود در پیاله ام
داغی که بود بر جگر از چشم لیلیم
شد تازه از سیاهی چشم غزاله ام
دیگر عنان دل نتواند نگاه داشت
صائب به گوش هر که رسد آه و ناله ام