عنان گسسته تر از سیل در بیابانیم
به هر طرف که قضا می کشد شتابانیم
این شعر به وصف حال انسانها در دنیای پر از قضا و قدر میپردازد. شاعر به تمثیل سیل و بیابان اشاره میکند و از بیثباتی انسانها در برابر تقدیر صحبت میکند. او خود را و دیگران را به عنوان ضعیفانی معرفی میکند که در عشق به دنبال حقیقت هستند و در مسیر زندگی از موانع و سختیها عبور میکنند. در این مسیر، ثبات و استقامت را به تصویر میکشد و به ارزیابیهای جهانی اشاره دارد که بر اساس انصاف صورت میگیرد. در نهایت، شاعر به نوعی از غفلت و نشئگی سخن میگوید که بر زندگی انسانها سایه افکنده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عنان گسسته تر از سیل در بیابانیم
به هر طرف که قضا می کشد شتابانیم
نمی شود که در آغوش ما نیایی تنگ
تو شبنم گل و ما آفتاب تابانیم
نظر به عالم بالاست ما ضعیفان را
نهال بادیه و سبزه بیابانیم
به کوی عشق ز نقش قدم فتاده تریم
و گرنه در گذر خود ، فلک خیابانیم
ز برگریز خزان پای ما نمی لغزد
که در ثبات قدم سرو این خیابانیم
ازان ز ما همه عالم حساب می گیرند
که در قلمرو انصاف، خود حسابانیم
تو در حریم سویدا و ما سیه کاران
چو گردباد سراسر رو بیابانیم
به هر مقام که جمعیت است رحمت نیست
ازان چو سیل به بحر عدم شتابانیم
جواب آن غزل جامی است این صائب
که ما ز ساغر غفلت تنک شرابانیم