غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۶۲

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

هوالغفور ز جوش شراب می‌شنوم

صریر باب بهشت از رباب می‌شنوم

۲

تفاوت است میان شنیدن من و تو

تو بستن در و من فتح باب می‌شنوم

۳

بر آستان خرابات چون نباشم فرش؟

که بوی زنده‌دلی زان تراب می‌شنوم

۴

دویدن می گلرنگ را به کوچه رگ

به صد رسایی آواز آب می‌شنوم

۵

صفای پردگیان خیال می‌بینم

صدای پای غزالان خواب می‌شنوم

۶

ترانه‌ای که سر دار از آن شود رنگین

به هرچه می‌نگرم بی‌حجاب می‌شنوم

۷

صدای شهپر جبریل عشق هر ساعت

ز رخنه دل پر اضطراب می‌شنوم

۸

مگر ز سیر بناگوش یار می‌آید؟

که بوی یاسمن از ماهتاب می‌شنوم

۹

مگر ز صحبت دل‌های گرم می‌آیی؟

که از لباس تو بوی کباب می‌شنوم

۱۰

چه حرف‌های خنک صائب از سیاه‌دلان

به پشتگرمی آن آفتاب می‌شنوم

بازگشت به سروده‌های صائب