چراغ طور نسوزد اگر کلیم شوم
شکفتگی نکند گل اگر نسیم شوم
این شعر نشاندهنده تعهد و وفاداری شاعر به اصل و ذات خود است. او معتقد است که اگر تحت فشار یا تغییرات قرار گیرد، از هویت واقعیاش دور خواهد شد. شاعر با استفاده از تمثیلهایی چون "چراغ" و "گل" میگوید که حتی اگر در شرایط سخت قرار گیرد، نباید خود را تغییر دهد. او همچنین به این نکته اشاره میکند که دستاوردهای بزرگ و آرزوهای واقعی غالباً به راحتی به دست نمیآیند و باید برای آنها تلاش کرد، حتی اگر این تلاشها منجر به مشکلاتی در زمان حال شود. در نهایت، او به ناامیدی از جهان و ناعدالتیها نیز اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چراغ طور نسوزد اگر کلیم شوم
شکفتگی نکند گل اگر نسیم شوم
بس است جوهر ذاتی مرا، نه آن گهرم
که گر صدف برود از سرم یتیم شوم
دم مسیح درین گلستان گرانجان است
به اعتماد کدام آبرو نسیم شوم؟
فلک مراد کریمان نمی دهد صائب
به مصلحت دو سه روزی مگر لئیم شوم