اگر چه با گل دمساز می شود شبنم
چو صبح شد به فلک بار می شود شبنم
شعر به توصیف زیبایی و شگفتی شبنم در طبیعت میپردازد. شبنم همچون قطرات کوچک و دلانگیز روی گلها و علفها مینشیند و در صبح با تابش آفتاب میدرخشد. شاعر اشاره میکند که شبنم در این دنیای گذرا نمیماند و به سرعت در تحول است. او بر این نکته تأکید دارد که باید از زیباییها و لحظات ناب زندگی بهرهبرداری کرد و به عشق و روشنایی دل توجه داشت. در نهایت، شاعر به مخاطب یادآوری میکند که عدم توجه به این زیباییها ممکن است آنها را از دست بدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اگر چه با گل دمساز می شود شبنم
چو صبح شد به فلک بار می شود شبنم
درین حدیقه زنگار گون نمی ماند
به وصل مهر سرافراز می شود شبنم
اگر ز دامن گل تکیه گاه سازندش
چو بوی گل به هوا باز می شود شبنم
درون دیده خورشید جای خود دیده است
که زود خانه برانداز می شود شبنم
صفای دل به کف آور کز این ره روشن
سبک به عالم آغاز می شود شبنم
ز جمع کردن دامن بود ز هر خس و خار
که بر فلک به یک انداز می شود شبنم
سحر به سیر چمن رو که چون هوا شد گرم
نهفته چون گهر راز می شود شبنم
ز پرده خیرگی عشق چون برون آید
به آفتاب نظرباز می شود شبنم
چه پابه دامن غفلت کشیده ای صائب
قرین مهر به پرواز می شود شبنم