اگر چه نیک نیم در پناه نیکانم
عجب که تشنه بمانم، سفال ریحانم
در این شعر، شاعر به بیان عشق و longing خود نسبت به محبوب میپردازد. او به تضاد بین زیبایی و درد اشاره میکند و احساسات عمیق خود را از طریق تصاویری از طبیعت و اشیاء بیان میکند. شاعر خود را در حالی تصویر میکند که به دنبال عشق و زیبایی است، ولی دچار غم و حسرت میباشد. او همچنین به ارزش وجودی خود در دنیای اطرافش اشاره میکند و از تلاشهای نهان خود برای دستیابی به عشق صحبت میکند. در نهایت، او به زیباییهای عشق و غم مرتبط با آن پرداخته و نشان میدهد که در جستجوی کمال و زیبایی، هنوز متحمل درد و رنج است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اگر چه نیک نیم در پناه نیکانم
عجب که تشنه بمانم، سفال ریحانم
ز اشک شمع به شبگردی اشک من پیش است
ز گریه زمزم صد کعبه شبستانم
چرا عزیز نباشم به دیده ها چون خال
کبوتر حرم آن چه زنخدانم
صدف به آب گهر تا دهن نمی شوید
نمی برد به زبان نام چشم گریانم
همان تلاش نهانخانه وطن دارم
اگر دهد به کف دست جا سلیمانم
به هر که منکر جوش سرشک من باشد
اگر بود پسر نوح، موج طوفانم
گشاده روی به احباب چون گل صبحم
به گرمخونی چون آفتاب تابانم
تلاش میوه جنت نمی کنم صائب
هلاک سیب زنخدان و نار پستانم