غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۳۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ز خال گوشه ابروی یار می ترسم

ازین ستاره دنباله دار می ترسم

۲

چو مهره در دهن مار می توانم رفت

از آن دو سلسله تابدار می ترسم

۳

ز رنگ و بوی جهان قانعم به بی برگی

خزان گزیده ام از نوبهار می ترسم

۴

ز نیش مار به نرمی نمی توان شد امن

من از ملایمت روزگار می ترسم

۵

شکست دشمن عاجز نه از جوانمردی است

ترا گمان که من از نیش خار می ترسم

۶

به تنگ حوصلگان بر نمی توان آمد

از بحر بیش من از چشمه سار می ترسم

۷

مرا ز آتش دوزخ نمی توان ترساند

ز شرمساری روز شمار می ترسم

۸

ز سیل حادثه از جا نمی روم صائب

ز شبنم رخ آن گلعذار می ترسم

بازگشت به سروده‌های صائب