غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۰۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

منم که از جگر لاله داغ می دزدم

فروغ از گهر شب چراغ می دزدم

۲

به نیم جنبش ابرو خموش می گردم

به یک نسیم نفس چون چراغ می دزدم

۳

اگر به مجلس می صد حدیث تلخ رود

به زیرلب همه را چون ایاغ می دزدم

۴

سراغ می کنم از مردمان نشان ترا

دگر ز رشک نشان از سراغ می دزدم

۵

ز داغ بی نمکی چند زخم من سوزد

ز بزم عشق نمکدان داغ می دزدم

۶

دماغ نکهت تند نسیم زلف کراست

ز بوی سیب زنخدان دماغ می دزدم

۷

دگر عجب گل داغی به دستش افتاده است

ز صائب این گهر شب چراغ می دزدم

بازگشت به سروده‌های صائب