غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۹۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

مختلف چند ازین پرده نیرنگ شویم

پرده بردار که تا جمله یک آهنگ شویم

۲

تخته مشق تجلی است دل ساده ما

ما نه طوریم به یک جلوه سبک سنگ شویم

۳

نیست چون سوخته ای تا دل ما صید کند

به که پنهان چو شرر در جگر سنگ شویم

۴

دانه سوخته خجلت کشد از روی بهار

ما نه آنیم که شاد از می گلرنگ شویم

۵

باختن لازم رنگ است درین بازیگاه

هیچ تدبیر چنان نیست که بیرنگ شویم

۶

خبر ازکوتهی بال و پر خود داریم

به چه امید برون زین قفس تنگ شویم

۷

می شود بزم می افسرده ز هشیاری ما

چه بر آیینه روشن گهران زنگ شویم

۸

دل تنگ است سراپرده آن جان جهان

صائب از تنگدلیها ز چه دلتنگ شویم؟

بازگشت به سروده‌های صائب