مختلف چند ازین پرده نیرنگ شویم
پرده بردار که تا جمله یک آهنگ شویم
این شعر به بررسی پیچیدگیهای زندگی و احساسات انسانی میپردازد. شاعر بر این نکته تأکید میکند که ما باید از پردههای نیرنگ و فریب فراتر برویم و به یک آهنگ هماهنگ دست یابیم. دل پاک و سادهمان به مثابه تختهای است که بر روی آن تجلیات روحی ما نوشته شده است. او به این موضوع اشاره میکند که هیچکس نمیتواند از رنگها و باختن در بازی زندگی فرار کند، هرچند ما در تلاشیم تا از این تنگناها بیرون بیاییم. در انتها، شاعر از دلتنگی و عدم رضایت میگوید و از تنگدلیها و احساس ناراحتی خود ابراز میکند. این شعر دعوت به پذیرش حال حاضر و جستجوی وحدت و شادی در زندگی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مختلف چند ازین پرده نیرنگ شویم
پرده بردار که تا جمله یک آهنگ شویم
تخته مشق تجلی است دل ساده ما
ما نه طوریم به یک جلوه سبک سنگ شویم
نیست چون سوخته ای تا دل ما صید کند
به که پنهان چو شرر در جگر سنگ شویم
دانه سوخته خجلت کشد از روی بهار
ما نه آنیم که شاد از می گلرنگ شویم
باختن لازم رنگ است درین بازیگاه
هیچ تدبیر چنان نیست که بیرنگ شویم
خبر ازکوتهی بال و پر خود داریم
به چه امید برون زین قفس تنگ شویم
می شود بزم می افسرده ز هشیاری ما
چه بر آیینه روشن گهران زنگ شویم
دل تنگ است سراپرده آن جان جهان
صائب از تنگدلیها ز چه دلتنگ شویم؟