نوبهارست بیا روی به میخانه کنیم
مغز را از می گلرنگ پریخانه کنیم
این شعر دعوتی به جشن و شادمانی در میخانه است. شاعر از زیباییهای بزم و شرابنوشی صحبت میکند و به بوسهها و لذتهای مادی اشاره دارد. او از زندگی زیر فشار دنیا و قصر بزرگ آسمانی یاد میکند و این که چرا باید در زیر زمین مانند مور زندگی کنیم. شعر به زوال و سختیهای زندگی اشاره دارد و میگوید که نمیتوانیم به اندیشههای عمیق بپردازیم بلکه باید از لذتهای زودگذر زندگی بهره ببریم. در نهایت، شاعر از درد و غم مستی و گریههایی که به خاطر بیحالی میکنند، میگوید و به اهمیت شادی و زندگی در لحظه تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نوبهارست بیا روی به میخانه کنیم
مغز را از می گلرنگ پریخانه کنیم
بوسه را گرد لب جام به دور اندازیم
جگر سوخته خال لب پیمانه کنیم
شیوه خانه بدوشی به سبو بگذاریم
پای محکم چو خم باده به میخانه کنیم
قصر گردون پی آسایش ما ساخته اند
چند در زیر زمین مور صفت خانه کنیم
خانه پست نفس را به گلو می شکند
به چه دل زیر فلک نعره مستانه کنیم
ادب شمع به بال و پر ما مقراض است
ما نه آنیم که اندیشه ز پروانه کنیم
بحر ته جرعه بر خاک ره افشانده ماست
ما به این ظرف چه با شیشه و پیمانه کنیم
تاک در معذرت مستی ما می گرید
چه ضرورست که ما گریه مستانه کنیم
صائب آن دست که پیمانه گران بود بر او
ما چسان مزرعه سبحه صد دانه کنیم