پیش دل شرح زر و گوهر دنیا چه کنیم
عرض خر مهره دجال به عیسی چه کنیم
در این شعر، شاعر به بررسی مسائل عمیق و چالشهای زندگی انسانی میپردازد. او از زیباییها و ثروتهای دنیایی صحبت میکند و در عین حال به زوال عمر و گذر زمان اشاره میکند. شاعر به این فکر است که در برابر مشکلات و ناامیدیها چه اقداماتی انجام دهد. او از جدل میان شبنم و خورشید به عنوان نمادی از تضادها یاد میکند و درباره تعادل در برابر دشواریها تاملی میکند. همچنین، به زیباییهای عشق و شراب اشاره کرده و بر این نکته تأکید میکند که چگونه میتوان به زندگی ادامه داد حتی در شرایط سخت. در مجموع، شعر کنایهای به یادآوری لحظات ارزشمند و جستجوی پاسخ در رویارویی با چالشها و گذر زمان دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
پیش دل شرح زر و گوهر دنیا چه کنیم
عرض خر مهره دجال به عیسی چه کنیم
از گرانجانی ما روی زمین نیلی شد
آرزوی سفر عالم بالا چه کنیم
مهر آن نیست که از ذره فراموش کند
طرف وعده کریم است تقاضا چه کنیم
می رود قافله عمر به سرعت امروز
ما در اندیشه آنیم که فردا چه کنیم
جدل شبنم و خورشید بود مشت و درفش
سپر تیر قضا غیر مدارا چه کنیم
کوه برفی است ز دستار تعین عالم
ما به کنجی نگریزیم ز سرما، چه کنیم
سنگ را موم کند باده گلگون صائب
ما به این شیشه دلی روی به صهبا چه کنیم