چه قدر سرخوشی از باده انگور کنیم
به که پیمانه خود از سر منصور کنیم
در این شعر، شاعر به سرخوشی و لذت از زندگی اشاره میکند و بر عشق و زیبایی تأکید میورزد. او با استفاده از تصاویری چون باده انگور و ماه تابان، به اهمیت لذت بردن از لحظات و زیباییهای زندگی پرداخته و بیان میکند که انسانها باید برای دستیابی به خوشیها و عشق، تلاش کنند و از دلتنگیها دور شوند. شاعر همچنین به ناامیدی و واقعیتهای تلخ زندگی نیز اشاره میکند و میپرسد چرا باید از مرگ بترسیم و خود را از لذتها دور کنیم. در نهایت، او بر لزوم پذیرش زندگی و جستجوی خوشیها تأکید دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چه قدر سرخوشی از باده انگور کنیم
به که پیمانه خود از سر منصور کنیم
ما که از پرتو مهتاب نظر می بازیم
به چه طاقت هوس انجمن طور کنیم
ما چو نرگس به تن خویش نظر باخته ایم
به چه رو چشم به رخساره منظور کنیم
نمکی نیست درین عالم پرشور، مگر
از نمکدان قیامت دهنی شور کنیم
بروی ای برق سبکسیر که در خرمن ما
دانه ای نیست که قفل دهن مور کنیم
عارفان غوره خود را می گلگون کردند
ما بر آنیم که صهبای خود انگور کنیم
جاده روشن شمشیر بود دست بدست
صائب از مرگ چرا منزل خود دور کنیم