غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۸۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دل به این عمر سبکسیر چرا شاد کنیم

برسر ریگ روان خانه چه بنیاد کنیم

۲

مهره گل پی بازیچه اطفال خوش است

دل به بازیچه تعمیر چرا شاد کنیم

۳

دشمن خانگی آدم خاکی است زمین

خانه دشمن خود را ز چه آباد کنیم

۴

نظر تربیت از عشق حقیقی داریم

خوبی ساخته را حسن خداداد کنیم

۵

دل سخت تو و امید ترحم، هیهات

طمع مرغ چه از بیضه فولاد کنیم

۶

صید ما را نبود دغدغه آزادی

خواب در کنج قفس روی به صیاد کنیم

۷

از ادب نیست به گرد سر زلفش گشتن

جان فدا در قدم شانه شمشاد کنیم

۸

ای خوش آن روز که از شهر صفاهان صائب

دست توفیق به کف، روی به بغداد کنیم

بازگشت به سروده‌های صائب