ما به پیغامی از ان تنگ دهن ساخته ایم
چو نی خامه ز شکر به سخن ساخته ایم
این شعر دربارهٔ عشق و هنر بیان احساسات به زیبایی و عمق است. شاعر به اشتراک گذاری احساسات و زیباییهای درونی خود اشاره میکند و از لذت بوسه، یاد وطن و رازهای نهفته زندگی سخن میگوید. او به مقایسههای مختلفی از جمله بلبل و گل، طوطی و شکر، و چاه ذقن در توصیف احساسات خود پرداخته است. در کل، به نوعی از غم و شادی، عشق و زیبایی در زندگی اشاره دارد و نشان میدهد که چگونه عشق و ارتباط با زیباییهای زندگی میتواند وجود فرد را غنیتر کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ما به پیغامی از ان تنگ دهن ساخته ایم
چو نی خامه ز شکر به سخن ساخته ایم
چشم ما بر زر گل نیست ز بی برگیها
ما چو بلبل به نوایی ز چمن ساخته ایم
لقمه بوسه زیاد از دهن جرأت ماست
ما به حرف از لب آن غنچه دهن ساخته ایم
از شکر چاشنی حرف گلوسوز ترست
همچو طوطی ز شکر ما به سخن ساخته ایم
محرم راز چو در دایره امکان نیست
مخزن راز خود آن چاه ذقن ساخته ایم
نیست در مصر غریبی ز عزیزان خبری
ما نه از بی پر و بالی به وطن ساخته ایم
بر تن از دار فنا بیجگران می لرزند
ما ازین پنبه چو حلاج رسن ساخته ایم
نرسد دست چو ما را به گریبان سهیل
با جگر گاه پر از خون چو یمن ساخته ایم
میل مرکز همه را نعل در آتش دارد
ما به یاد وطن خون ز وطن ساخته ایم
بار دندان نکشد میوه جنت صائب
ما به نظاره آن سیب ذقن ساخته ایم