از سری کوی تو آهنگ جدایی دارم
بوسه ای توشه راه از تو گدایی دارم
این شعر از صائب تبریزی به احساس جدایی و اندوه شاعر اشاره دارد. او از عشق خود سخن میگوید و حسرت دیدار معشوقش را دارد. شاعر با بیان اینکه تنها چیزی که دارد سوختن در عشق و نداشتن possessions است، نشان میدهد که عشقش برایش ارزشمندتر از هر چیز مادی است. او همچنین از دوستان و آشنایان خود در شهر صفاهان یاد کرده و آرزو دارد که در این سفر، حمایتی از آنها بگیرد. در کل، شعر حاکی از غم و دشواریهای جدایی و عمیق بودن احساسات عاشقانه است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از سری کوی تو آهنگ جدایی دارم
بوسه ای توشه راه از تو گدایی دارم
در و دیوار به نومیدی من می گرید
کز سر زلف تو انداز رهایی دارم
نیست غیر از نفس سوخته و دست تهی
آنچه حاصل من ازین عقده گشایی دارم
چشم بد دور ز رخسار تو ای باد صبا
که ز احسان تو صد جان فدایی دارم
به لباس زر خورشید مبدل نکنم
سر و پایی که من از بی سر و پایی دارم
به سفر می روم از شهر صفاهان صائب
همتی از دل احباب گدایی دارم