چند از ساده دلی زخم هوس بردارم؟
به که این آینه از پیش نفس بردارم
این شعر بیانگر احساس ناامیدی و ضعف در مواجهه با عشق و هوس است. شاعر به سادگی خود میتازد و از درد و زخمهای ناشی از تمایلات انسانی سخن میگوید. او در وضعیت ظاهر افسرده و بیپروا، با اشاره به جاذبههای فریبنده دنیا، بیمیلی خود را به تغییر و تلاش ابراز میکند. شاعر همچنین میگوید که در این جهان پر از ناسازگاری، او به دنبال رهایی از بار سنگین هوس و در نهایت به آرامش و روشنایی فکر است. او به خواب و آرزوهایش مینگرد و در نهایت به پیروزی بر دشواریها و یافتن آرامش در دل خود امیدوار است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چند از ساده دلی زخم هوس بردارم؟
به که این آینه از پیش نفس بردارم
من که چون برگ خزان بال و پرم ریخته است
به چه امید دل از کنج قفس بردارم؟
آفت حرص ز شمشیر دو دم بیشترست
چون دو دست از سر خود همچو مگس بردارم؟
گل به دشمن نزنند اهل مروت، ورنه
من نه آنم که زبونی ز عسس بردارم
راه خوابیده ز بیدار دلان میگردد
دست اگر از دهن خود چو جرس بردارم
عشق خواهد ز هوس کرد سبکبار مرا
از ره سیل چه افتاده که خس بردارم؟
آنقدر مهلت از ایام توقع دارم
که از آیینه دل زنگ هوس بردارم
زان بود بستر و بالین من از گل چو نسیم
که خس و خار ز راه همه کس بردارم
در شبستان جهان روشن از آنم چون صبح
که غبار از دل عالم به نفس بردارم
بلبلی نیست درین باغ ز من قانعتر
فیض آغوش گل از چاک قفس بردارم