غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۰۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

از نهانخانه عصمت به تماشا بخرام

آهوان چشم به راهند به صحرا بخرام

۲

ای که از گوهر مقصود نشان می طلبی

بر بساط گهر آبله پا بخرام

۳

ای صبا آتش غیرت به زبان آمده است

به ادب در خم آن زلف چلیپا بخرام

۴

کوهکن سخت به سرپنجه خود می نازد

ناخنی تیز کن ای آه و به خارا بخرام

۵

قیمتی گوهر ساحل صدف دست تهی است

گر گهر می طلبی در دل دریا بخرام

۶

چند صائب ز پی درد به هر جا بدوی؟

قدمی چند به دنبال مداوا بخرام

بازگشت به سروده‌های صائب