غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۸۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ز تیغش خونبهای دل به صد امید می خواهم

چه گستاخم که خون شبنم از خورشید می خواهم

۲

به صد لب چون نخندد بخت بر امید نایابم؟

نبات از سرو می جویم، ثمر از بید می خواهم

۳

چو شبنم صاف از قید تعلق کرده ام خود را

همین روی دلی از پرتو خورشید می خواهم

۴

به من تکلیف آب زندگی کردن، بود کشتن

ترا ای خضر در قید جهان جاوید می خواهم

۵

سرو برگ شکفتن نیست همچون غنچه ام صائب

دلی از واشدن پیکان صفت نومید می خواهم

بازگشت به سروده‌های صائب