اگر آرد برون آن دلستان سراز گریبانم
برآرد صد بهشت جاویدان سر از گریبانم
این شعر دربارهی احساسات عمیق و تلاش برای بیان آنهاست. شاعر در هر بند احساسات و دلتنگیهای خود را به زیبایی و با استعارههای مختلف توصیف میکند. او از عواطفی چون عشق، غم، و در نجواهای عاشقانه صحبت میکند و به طور مکرر اشاره میکند که اگر چه ممکن است در شرایط سختی باشد، اما هنوز هم زیباییهایی را در وجودش دارد که میخواهد آنها را نشان دهد. در نهایت، شعر به نشان دادن امید و توانایی خود در بیان احساسات و افکارش پرداخته و تأکید میکند که هر چقدر هم که سختیها وجود داشته باشد، زیبایی و عشق همواره در دل انسان باقی میماند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اگر آرد برون آن دلستان سراز گریبانم
برآرد صد بهشت جاویدان سر از گریبانم
همان چون طوق قمری حلقه بیرون درباشم
برون آرد گر آن سرو روان سر از گریبانم
اگر با نو بهاران در ته یک پیرهن باشم
برآرد چون گل رعنا خزان سر از گریبانم
اگر در پرده سازی بگذرد چون غنچه عمر من
برآرد خرده راز نهان سر از گریبانم
زبیتابی همان صد چاک می سازم گریبان را
مه من گر برآرد چون کتان سر از گریبانم
نیم چون شمع ایمن هرگز از تیغ زبان خود
برآرد دشمن من چون زبان سر از گریبانم
اگر در خلوت عنقا روم، چون کوه قاف آنجا
گرانجانی برآرد در زمان سر از گریبانم
ز دلتنگی اگر چون غنچه خواهم گرد دل گردم
برآرد دور باش باغبان سر از گریبانم
ز زخم خار اگر سازم پناهی از قفس خود را
برآرد خار خار آشتیان سر از گریبانم
چو عیسی گر بدوزم بر فلک خود را، برون آرد
چو سوزن تنگ چشمی ناگهان سر از گریبانم
ز دلگیری همن چون غنچه می پیچم به خود صائب
برون آرد اگر صد گلستان سر از گریبانم