غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۷۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نه از جام دگر هر دم درین میخانه سرگرمم

که چون خورشید تابان من به یک پیمانه سرگرمم

۲

به یک آتش چو داغ لاله می سوزم درین گلشن

نه هر شمعی تواند کرد چون پروانه سرگرمم

۳

شود از سنگباران ملامت تر دماغ من

ازین رطل گران چون مردم دیوانه سرگرمم

۴

نظر چون مردم بالغ نظر بر نو خطان دارم

درین مکتب نسازد ابجد طفلانه سرگرمم

۵

نگیرد پیش راه عزم من گردون کم فرصت

به هر کاری که سازد همت مردانه سرگرمم

۶

زآبادی شود وحشت فزون جانهای وحشی را

از آن پیوسته در تعمیر این ویرانه سرگرمم

۷

مرا دلگرمی صیاد دارد در قفس صائب

نه آن مرغم که سازد حرص آب و دانه سرگرممم

بازگشت به سروده‌های صائب