به دور خط از آن چاه زنخدان بیش می لرزم
ز آسیب چه خس پوش بر جان بیش می لرزم
این شعر بیانگر هیجانات و ترسهای عمیق شاعر است. او از خطراتی که در اطرافش وجود دارد، میلرزد و احساساتی نظیر خاری، تنهایی و دلهره را به تصویر میکشد. شاعر به مشابهت خود با شمعی اشاره میکند که در خطر خاموشی قرار دارد و از زحمات و سختیهایی که در زندگیاش تجربه کرده، نگران است. همچنین، او به عشق و وصال نیز اشاره دارد که باعث نگرانی بیشتری برای او میشود. در نهایت، او خود را با موجوداتی مانند مور و بلبل مقایسه میکند و نشان میدهد که در عمق وجودش چه تنهایی و رنجی را تجربه میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به دور خط از آن چاه زنخدان بیش می لرزم
ز آسیب چه خس پوش بر جان بیش می لرزم
عزیزی خواری و خواری عزیزی بار می آرد
در آغوش پدر از چاه و زندان بیش می لرزم
ز عریانی خطر افزون بود رنگین لباسی را
من آن شمعم که در فانوس بر جان بیش می لرزم
به عمر جاودان نتوان مرا ممنون خود کردن
که من بر آبرو از آب حیوان بیش می لرزم
ازان چون گنج پنهان می کنم حال خراب خود
که من بر تنگدستیها ز سامان بیش می لرزم
کمان بال و پر پرواز گردد تیر بی پر را
در آغوش وصال از بیم هجران بیش می لرزم
مرا چون مور می دانند قانع خلق ازین غافل
که بر هر دانه از ملک سلیمان بیش می لرزم
ز من بلبل کند پهلو تهی صائب نمی داند
که من از باغبان بر این گلستان بیش می لرزم