غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۵۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نیم غمگین چو سرو از بی بریها شادیی دارم

ندارم هیچ اگر در کف خط آزادیی دارم

۲

به من کی می رسد با پای چو بین زاهد خود بین

که من چون جذبه دریای رحمت هادیی دارم

۳

میفکن ای فلک در جنگ با من تخم سست خود

که از دل در بغل من بیضه فولادیی دارم

۴

بر اوراق جهان از خط باطل چون جوانمردان

به اقبال سبکدستی خط آزادیی دارم

۵

سبک از خود برون آیند چون آه از دل عاشق

اگر دانند بیدردان که من چون وادیی دارم

۶

ز بیم آتش سوزان دلم چون بید می لرزد

دو روزی همچو گل در بوستان گر شادیی دارم

۷

چرا چون سرو از بیم خزان بر خویشتن لرزم

که از بی حاصلی در کف خط آزادیی دارم

۸

مکن صائب ملامت گر ندارم خواب در شبها

به ابکار معانی در نظر دامادیی دارم

بازگشت به سروده‌های صائب