دم گرمی طمع از ناله های آتشین دارم
که مشکل عقده ها در پیش از آن چین جبین دارم
این شعر به بیان احساسات عمیق و دردهای درونی شاعر میپردازد. شاعر از نالهها و نارضایتیهای ناشی از طمع و عقدهها سخن میگوید و به احساس تنهایی و بیحاصلیاش اشاره میکند. او به زیباییهای زندگی (گلستان) و مخاطبی که ممکن است او را نادیده بگیرد، انتقاد میکند. همچنین بیان میکند که اشکریختن و غمها بخشی از زندگیاش هستند و او در این بیثمری، تنها یادگار دلش را در اشکهایش مییابد. این شعر به تنهایی و غمهای عاطفی و انسانی اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دم گرمی طمع از ناله های آتشین دارم
که مشکل عقده ها در پیش از آن چین جبین دارم
مکن گستاخ سیر گلستانش ای تماشایی
که در هر رخنه دیوار آهی در کمین دارم
دمی صد بار در اشک را بر چشم می مالم
تهیدستم، چه سازم یادگار دل همین دارم
ز من دارند ابر و برق، سوز و گریه را صائب
به این بی حاصلی هر گوشه ای صد خوشه چین دارم