غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۱۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نمی خوردم غم دنیا اگر دیندار می بودم

مآل خویش می دیدم اگر بیدار می بودم

۲

گرفتم پرده از کار جهان، بی پرده گردیدم

چنین رسوا نمی گشتم اگر ستار می بودم

۳

به روی نقطه دل باز می گردید اگر چشمم

به گرد خویشتن در طوف چون پرگار می بودم

۴

زناهمواری خود می کشم از آسمان سختی

نمی خوردم ز سوهان زخم اگر هموار می بودم

۵

تلاش عزت دنیا مرا افکند در خواری

عزیز هر دو عالم می شدم گر خوار می بودم

۶

درین مدت که زیر سایه گردون بسر بردم

نهالی می شدم گر در ته دیوار می بودم

۷

نمی شد کار من هرگز چنین نامنتظم صائب

اگر در نظم عالم اندکی در کار می بودم

بازگشت به سروده‌های صائب