ز گفت و گو سبک چون موج طوفان دیده می گردم
ز خاموشی گران چون گوهر سنجیده می گردم
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر است که در جستجوی معنا و آرامش در دنیای پر از درد و رنج میگردد. او از گفتگو و ارتباطات سطحی بیاعتناست و به دنبال درک عمیقتری از زندگی است. با اشاره به تلخی زندگی و تردیدهایی که از تجربیات بد به دست آورده، نشان میدهد که چگونه احساسات او تحت تاثیر ناکامیها و رنجها شکل میگیرند. شاعر از تنهایی و غم خود صحبت میکند و بیان میکند که در دنیای پر از تضاد و ناملایمات، به دنبال صداقت و روشنی میگردد. او همچنین به عدم تعلق خود به دنیای مادی اشاره دارد و نشان میدهد که در جستجوی معنای واقعی و زیبایی زندگی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز گفت و گو سبک چون موج طوفان دیده می گردم
ز خاموشی گران چون گوهر سنجیده می گردم
ز چشم شور آب زندگانی تلخ می گردد
از آن چون خضر برگرد جهان پوشیده می گردم
ز بس کاهیده ام از سرد مهریهای غمخواران
با اندک روی گرمی موی آتش دیده می گردم
نسیم مصر اگر در کلبه احزان من آید
زوحشت مضطرب چون شمع صرصر دیده می گردم
ندارد ریشه در خاک تعلق گردباد من
خس و خاشاک هستی را به هم پیچیده می گردم
در آن وادی که گل از زخم خارش می توان چیدن
ز کوته دیدگی با دامن برچیده می گردم
مرا روزی که آن خورشید سیما در نظر آید
چو اشک خود تمام شب به گرد دیده می گردم
مجو از من سخن در بزم آن آیینه رو صائب
که در بیرون محفل من نفس دزدیده می گردم