غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۷۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

گرچه ما راه طلب را پای در گل می رویم

پیشتر از برق رفتاران به منزل می رویم

۲

وصل دادیم شوق را افسرده سازد زان چو موج

گاه گاهی از دل دریا به ساحل می رویم

۳

گر به ظاهر نیست دست ما به زیر بار خلق

ما به زیر بار مردم از ته دل می رویم

۴

دیگران از دوری ظاهر اگر از دل روند

ما ز یاد همنشینان در مقابل می رویم

۵

گرچه می دانیم گوهر نیست در بحر سراب

همچنان ما از پی دنیای باطل می رویم

۶

گرچه از دل می رود از دیده غایب هر چه شد

ما ز دل چون مصرع برجسته مشکل می رویم

۷

سنگ راه ما نگردد پله افتادگی

با زمین گیری چو نقش پا به منزل می رویم

۸

از در دل می توان شد از دو عالم بی نیاز

ما به هر در صائب از غفلت چو سایل می رویم

بازگشت به سروده‌های صائب