ما پریشان حاصل خود را زمستی می کنیم
خرمن خود پاک ما از باد دستی می کنیم
خواننده در این شعر به بیان نگرانیها و چالشهای زندگی میپردازد. او از ناپایداری و بیثباتی وجود انسان سخن میگوید و به این موضوع اشاره دارد که در جستجوی معنا و حقیقت، گاه به سمت ظواهر و خرافات گرایش پیدا میکنیم. نیز بر این نکته تأکید میکند که در مشکلات و ناکامیها، نمیتوان از adversaries فرار کرد و به جای تلاش برای بهبود وضعیت، ممکن است دل به دعا و تمنّا بزنیم. در نهایت، شاعر به این حقیقت میرسد که علیرغم بیثباتی و دغدغهها، باید بر تلاش و کوشش خود پایدار بمانیم و از هر غمی که در مسیر زندگی پیش میآید، درس بگیریم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ما پریشان حاصل خود را زمستی می کنیم
خرمن خود پاک ما از باد دستی می کنیم
نیست ممکن خودشکن غالب نگردد برغنیم
در شکست خود به دشمن پیشدستی می کنیم
خضر با عمر ابد پوشیده جولان می کند
ما به این ده روزه عمر اظهار هستی می کنیم
نعل وارون رهنوردان را حصار آهن است
در لباس بت پرستی حق پرستی می کنیم
ما به حرف تلخ از آن لبهای میگون قانعیم
از تنک ظرفی به بوی باده مستی می کنیم
هر که دست رد نهد بر سینه افکار ما
از دعا در کار او تیغ دو دستی می کنیم
می پرستی جز هوا جویی ندارد حاصلی
ما به رغم میکشان ساقی پرستی می کنیم
گرچه می گردد پریشان زلف جمعیت ز باد
خرمن خود حفظ ما از باد دستی می کنیم
صائب از افتادگی خورشید عالمگیر شد
پایه خود را بلند از زیردستی می کنیم