غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۵۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

گرچه ما سر پیش از جوش ثمر افکنده ایم

همچنان از حس سعی باغبان شرمنده ایم

۲

هر سر خاری به خون ما گواهی می دهد

گرچه چون گل پیش هر خاری سپر افکنده ایم

۳

جای نیش تازه ای وا کرده ایم از شوق درد

در بیابان طلب خاری گر از پا کنده ایم

۴

زین بیابان گرمتر از ما کسی نگذشته است

ما ز نقش پا چراغ مردم آینده ایم

۵

یوسف مصر وجودیم از عزیزیها، ولیک

هرکه با ما خواجگی از سر گذارد بنده ایم

۶

نیست ما را جز خموشی لذتی از زندگی

ما به جان بی نفس مانند ماهی زنده ایم

۷

آتش دوزخ شود بر ما گلستان خلیل

بس که ما اعمال ناشایست خود شرمنده ایم

۸

چون گل صد برگ صائب در میان خارزار

زیر شمشیر حوادث با لب پرخنده ایم

بازگشت به سروده‌های صائب