غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۴۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ما ز سر بیرون هوای سیر گردون کرده ایم

دست ازین نه خرقه در گهواره بیرون کرده ایم

۲

چون خمار خود به آب زندگانی بشکنیم؟

ما که می در جام ازان لبهای میگون کرده ایم

۳

چون به پای کاروان عقل بسپاریم راه؟

ما که با فرهاد و مجنون سیر هامون کرده ایم

۴

ساعت بد نیست در تقویم ما روشندلان

صلح کل با ثابت و سیار گردون کرده ایم

۵

از جنون مایه دار ماست شور نوبهار

از زکات عشق خود، تعمیر مجنون کرده ایم

۶

عمر اگر باشد تماشای اثر خواهید کرد

نعره مستانه ای در کار گردون کرده ایم!

۷

گرچه در پرده است صائب عشق شرم آلود ما

ای بسا لیلی نگاهان را که مجنون کرده ایم

بازگشت به سروده‌های صائب