از حجاب عشق محروم از گل روی توییم
ورنه ما صد پیرهن محرمتر از بوی توییم
این شعر بیانگر عشق عمیق و بیپایان شخص به معشوق است. شاعر از حجاب و دوری از محبوبش گله میکند و تأکید میکند که هرچند در ظاهر از او فاصله دارند، اما در حقیقت در دل و روحشان همیشه با او هستند. شاعر با تصاویر زیبا و استعارههای غنی، احساساتش را نسبت به محبوبش که مانند نسیمی دلانگیز است، ابراز میکند و وفاداری خود را به او نشان میدهد. او به این نکته اشاره میکند که در دنیا هیچ چیزی به اندازه محبت به معشوق ارزشمند نیست و حتی اگر از قافله محبت دور بیفتند، باز هم در عمق وجودشان دلبستگی به او برقرار است. در نهایت، شاعر عشق را همچون سایهای میداند که نمیتواند بدون محبوبش زندگی کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از حجاب عشق محروم از گل روی توییم
ورنه ما صد پیرهن محرمتر از بوی توییم
گر به ظاهر چون نگاه از چشم دور افتادهایم
هرکجا باشیم در محراب ابروی توییم
گرچه در چون غنچه بر روی دو عالم بستهایم
چشم بر راه نسیم آشناروی توییم
ما ز چشم پاک چون آیینه بر بزم حضور
بر سر دست تو و بر روی زانوی توییم
نیست ما را در وفاداری به مردم نسبتی
دیگران آبند و ما ریگ ته جوی توییم
سنگ را هرچند با گوهر نمیسنجد کسی
قدر ما این بس که گاهی در ترازوی توییم
کیست تا چون سایه ما را جز تو برگیرد ز خاک
بر زمین افتاده بالای دلجوی توییم
سرکشان عشق را در کاسهٔ سر خاک کن
ورنه ما پیوسته زیر تیغ ابروی توییم
ما که چون شبنم ز گل بالین و بستر داشتیم
این زمان از غنچه خسبان سر کوی توییم
ما که صائب ره به حرف آشنایان بستهایم
گوش بر آواز حرف آشنا روی توییم