غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۲۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

پرده شرم حجاب امروز یک سو می کنم

با نقاب بی مروت کاریکرو می کنم

۲

پیش گام همت من آب باریکی است بحر

کی چو سرو استادگی در هر لب جو می کنم

۳

بوی پیراهن ز شوق من گریبان چاک ومن

غنچه تصویر را از سادگی بو می کنم

۴

سنگ و آهن را به همت می توانم بال داد

صید اگر خواهم به شاهین ترازو می کنم

۵

از نگاه گرم دارم برق را در پیچ وتاب

گربه خاکستر ببینم آتشین رومی کنم

۶

گرچو مجنون پیش من یک روز زانو ته کند

چشم بازیگوش آهو را سخنگو می کنم

۷

چون به مهر و مه بسنجم حسن او در خیال

از ترنج غبغب یوسف ترازو می کنم

۸

اختیار باغ اگر صائب بود در دست من

خرده گل را سپند آن گل رو می کنم

بازگشت به سروده‌های صائب