غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۲۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

قبله را تغییر ازان محراب ابرو می کنم

می روم با آستانش کار یکرو می کنم

۲

می نویسم خط بیزاری به طرف عارضش

باطل السحری به کار نرگس او می کنم

۳

عجز در درگاه استغنای او کاری نساخت

می فرستم آه گرمی را ویکرو می کنم

۴

آیه نومیدی از چین جبینش خوانده ام

همتی یاران وداع آن سرکو می کنم

۵

حسن را در شیوه کامل ساختن حق من است

چشم آهو را به تعلیمی سخنگو می کنم

۶

می دهم جان در بهای حسن تا در پرده است

من گل این باغ را در غنچگی بو می کنم

۷

چند با داغ جنون همکاسه باشم سوختم

مدتی صائب به درد بیغمی خو می کنم

بازگشت به سروده‌های صائب