غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۱۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

در سماع بی‌خودی چون دست بالا می‌کنم

کوچه‌ها در رود نیل چرخ پیدا می‌کنم

۲

با سویدای دل از سیر فلک‌ها فارغم

گردش پرگار در مرکز تماشا می‌کنم

۳

طور را گستاخی موسی بیابان مرگ کرد

من همان از سادگی عرض تمنا می‌کنم

۴

بی‌خودی مرهم به داغ تنگدستی می‌نهد

هردو عالم را به یک پیمانه سودا می‌کنم

۵

بادبان کشتی می می‌کنم سجاده را

با پری‌رویان مشرب سیر دریا می‌کنم

۶

دامن اکسیر خرسندی به دست آورده‌ام

زهر اگر ریزند در جامم گوارا می‌کنم

۷

مردم از مینا به ساغر باده می‌ریزد و من

از تنک‌ظرفی می از ساغر به مینا می‌کنم

۸

تا به کی صائب عنان‌داری کنم سیلاب را

دست برمی‌دارم از دل رو به صحرا می‌کنم

بازگشت به سروده‌های صائب