غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۱۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بس که محکم کرده در سستی بنا کاشانه‌ام

جلوه مهتاب سیلاب است در ویرانه‌ام

۲

صبر من از خارخار شوق پا بر جا نماند

ریشه از دندان موران داشت دایم دانه‌ام

۳

آن سیه‌روزم ، که در ایّامِ عمرِ خود ندید

نور را در خواب چشم روزن کاشانه‌ام

۴

تا شنیدم کز ندیمان حریم خواب اوست

از ته دل تا قیامت دشمن افسانه‌ام

۵

من کجا و طالع برگرد سر گشتن کجا

شمع چون گل می‌کند گل می‌کند پروانه‌ام

۶

نیست امید برومندی ازین طالع مرا

هم مگر زنگار روزی سبز سازد دانه‌ام

بازگشت به سروده‌های صائب