غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۰۲

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

عشرت روی زمین در بردباری دیده ام

نقش پایم نقش خود در خاکساری دیده ام

۲

وای بر جانم اگر عزت پرستان پی برند

اعتباری را که در بی اعتباری دیده ام

۳

خضر در ظلمت سرای چشمه حیوان ندید

آنچه من از فیض درشب زنده داری دیده ام

۴

حسن در زندان همان برمسند فرماندهی است

من عزیز مصر را در وقت خواری دیده ام

۵

لخت دل بسیار از چشمم به دامن رفته است

داغ چندین لاله چون بهاری دیده ام

بازگشت به سروده‌های صائب