ناف سوز لاله داغ مشکسود آورده ام
چون کنم در خانه دل آنچه بود آورده ام
این شعر به احساساتی عمیق و تجربیات شاعر در سفر اشاره دارد. شاعر با بیان نمادین و استعاری از ناراحتیها و چالشها در دل و سفر خود میگوید. او از عود و عطر خوشی که آورده سخن میگوید و تمایز بین زیبایی و زشتی را یادآوری میکند. شاعر به نوعی از غم و شادی در زندگی، و همچنین به نظرها و حسادتهای دیگران میپردازد. در نهایت، او با اشاره به دیدنیها و زیباییهای سفر خود از سرزمینهای مختلف به شکوه و قدرت زندگی و طبیعت اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ناف سوز لاله داغ مشکسود آورده ام
چون کنم در خانه دل آنچه بود آورده ام
از سفر می آیم و لخت جگر دارم به بار
مجمر خود را بشارت ده که عود آورده ام
گوهرم را چون به سنگ بی تمیزی نشکند
آب مروارید در چشم حسود آورده ام
چون نگردد اشک نومیدی به گرد چشم من
رونمای آتش بی دود دود آورده ام
ای زمین هند آیین برومندی ببند
از صفاهان دیده ای چون زنده رود آورده ام
جراتی گو داری ای بلبل قدم درپیش نه
صائبا را بر سر گفت و شنود آورده ام