گلبانگ به از زرست ای گل
غافل نشوی ز حال بلبل
این شعر به زیبایی و غم عشق پرداخته و از حال و هوای بلبل و گل سخن میگوید. شاعر به گل توصیه میکند که از حال بلبل غافل نشود و اشارهای به عمق احساسات و درگیریهای عاطفی دارد. او همچنین بیان میکند که تلاشهایش برای رهایی از غم موثر نبوده و در این دوران، دشمنی درونی و غم سنگینی بر دلش حاکم است. در نهایت، اشاره به تأثیر آتشین عشق و بغضی که در دل بلبلان ایجاد کرده، جایی برای اندوه و نابودی نداشته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گلبانگ به از زرست ای گل
غافل نشوی ز حال بلبل
با گوش تو نسبت در گوش
سر گوشی شبنم است با گل
کاری نگشود ناخن عجز
مردانه زدیم بر تغافل
دیری است خصم آهنین تن
در خاک من است از تنزل
تا بود دلم خراب غم بود
از موج کمر نبست این پل
صائب ز نوای آتشینت
خاکستر شد هزار بلبل