مرو بیرون ز عشرتخانه دل
که می می جوشد از پیمانه دل
این شعر به زیبایی و عمق احساسات انسانی اشاره دارد و به تأمل در درون دل و جستجوی معنا و عشق میپردازد. شاعر از عاشقانی میگوید که از دنیای مادی فاصله گرفته و به دنبال معانی عمیقتری هستند. او به وصف حالات مختلف دل میپردازد، از جمله دردها و شور و شوقهای آن. دل در این شعر به عنوان مکانی مقدس و رازآلود در نظر گرفته میشود، جایی که انسان میتواند به حقیقت و زیباییهای عالم دست یابد. هر عنصر از زندگی و عشق مانند شراب و میخانه در این شعر به تحولی عمیق در دل اشاره دارد. نهایتاً، شاعر به قدرت و استقامت دل تأکید میکند که میتواند بر مشکلات غلبه کند و انسان را به عوالم بالاتر برساند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مرو بیرون ز عشرتخانه دل
که می می جوشد از پیمانه دل
شراب و شاهد و ساقی و مطرب
برون آرد ز خود میخانه دل
زمین گیرست سیر آسمانها
نظر با گردش پیمانه دل
کند در چشم انجم سرمه سایی
غبار جلوه مستانه دل
ندارد قلزم پر شور امکان
کناری غیر خلوتخانه دل
به منزل می رساند سالکان را
تپیدنهای بیتابانه دل
پر پروانه گردد پرده خواب
به هر جا بگذرد افسانه دل
حجاب آسمانها را بسوزد
فروغ گوهر یکدانه دل
ز سیلاب فنا بر خود نلرزد
بنای محکم کاشانه دل
به قدر روزن داغ است روشن
درین ظلمت سرا غمخانه دل
توان چون برق از عالم گذشتن
به پای همت مردانه دل
مرا بیگانه کرد از هر دو عالم
تلاش معنی بیگانه دل
نگردد سبز هر تخمی که سوزد
درین مزرع بغیر از دانه دل
چراغ مهر و مه خاموش گردد
اگر ساکن شود پروانه دل
شود رطل گران سنگ ملامت
ز بی پروایی دیوانه دل
ندارد صید گاه عالم غیب
کمینگاهی به جز ویرانه دل
دل از دست سلیمان می ربایند
پریرویان وحدتخانه دل
چو برگ بید می لرزد ز دهشت
فلک درمجلس شاهانه دل
زبون چون کبک در چنگ عقاب است
جهان در پنجه شیرانه دل
قیامت می شود هرجا که صائب
ز مستی سرکند افسانه دل