مشو چو بیخبران غافل از نظاره گل
که یک دو صبح بود شوخی ستاره گل
این شعر به توصيف زیبایی و لذتهای عاشقانه میپردازد و به مخاطب هشدار میدهد که از لذتها و زیباییهای زندگی غافل نشود. شاعر با استفاده از نماد گل، عشق و زیبایی را توصیف میکند و به اهمیت توجه به این زیباییها اشاره دارد. او به عشق حقیقی و مقایسه با عشقهای مجازی اشاره میکند و نقش نگاه و احساسات را در ایجاد جذابیت و زیبایی میآورد. در نهایت، شاعر به lamenting (زاری) بلبل اشاره میکند که نمیتواند از لذتهای عشق و زیباییها بهرهمند شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مشو چو بیخبران غافل از نظاره گل
که یک دو صبح بود شوخی ستاره گل
برآن سیاه گلیم است سیر باغ حلال
که همچو سوخته درگیرد از شراره گل
گلی که آفت پژمردگی نمی بیند
همان گل است که چینند از نظاره گل
چه خوشنماست ز معشوق شیوه عاشق
کباب کرد مرا جیب پاره پاره گل
برد ز هوش نگاهی لطیف طبعان را
ز یک پیاله بود مستی گذاره گل
دلیل عشق حقیقی است عشقهای مجاز
به آفتاب رسد شبنم از نظاره گل
فغان که بلبل ما در نیافت از مستی
که یک کتاب سخن بود هر اشاره گل
نه شبنم است که از گوش گل چکد صائب
که شد ز ناله ما آب گوشواره گل