اگر شود زنی بوریا شکر حاصل
شود ز خامه بی مغز هم ثمر حاصل
در این شعر، شاعر به بیان نکاتی درباره زندگی و تجربههای آن میپردازد. او به این موضوع اشاره میکند که دستاوردها و ثمرات زندگی به سادگی به دست نمیآید و نیاز به تلاش و تمرکز دارد. حتی اگر انسان در شرایط خاصی قرار گیرد یا زمان زیادی بگذرد، برای به دست آوردن نتایج مثبت باید از داشتههای خود استفاده کند. همچنین، شاعر هشدار میدهد که چشمپوشی از توقعات دنیوی و دوری از طمع میتواند به فرد آرامش بیشتری بدهد. در نهایت، او به حسرتهایی که به واسطه عدم بهرهبرداری درست از عمر و فرصتها به وجود آمده، اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اگر شود زنی بوریا شکر حاصل
شود ز خامه بی مغز هم ثمر حاصل
اگر چه بر سر خوان محیط مهمان است
صدف به کد یمین می کند گهر حاصل
به سالها نشود آنچه حاصل از خلوت
ز پیر میکده گردد به یک نظر حاصل
سفید ساز نظر تابه مدعا برسی
که بی شکوفه نمی گردد این ثمر حاصل
کند جلای وطن عالمی اگر گویم
مرا چه تجربه ها گشت از سفر حاصل
توان ز سختی ایام سرخ رویی یافت
که لعل می شود از کوه واز کمر حاصل
ببند لب ز طمع تا ترا دهند از غیب
گشایشی که نگردد ز هیچ در حاصل
بپوش دیده ز خورشید طلعتان که مرا
نشد ز دیدنشان غیر چشم تر حاصل
بجز ندامت و افسوس و حسرت بسیار
نگشت صائب ازین عمر مختصر حاصل