غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۵۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

قدم برون منه از آستان خانه دل

که نقد هر دو جهان است خزانه دل

۲

ز کاسه سر خود فیل مست می گردد

ز خود شراب برآرد زمین خانه دل

۳

سفر به بال و پر موج می کند دریا

ز آه و ناله خویش است تازیانه دل

۴

ز لفظ راه به معنی برند بینایان

و گرنه نیست خط و خال دام و دانه دل

۵

فلک که نقطه پرگار اوست مرکز خاک

جزیره ای است ز دریای بیکرانه دل

۶

فریب کارگشایان روزگار مخور

ببر زآه چراغی به آستانه دل

۷

دو عالمند طلبکار این گهر صائب

فتد به دست که تا گوهر یگانه دل

بازگشت به سروده‌های صائب