نمی گردند ارباب بصیرت از خدا غافل
محال است این که سوزن گردد از آهن ربا غافل
این شعر به تأکید بر اهمیت یاد خدا و توجه به او در زندگی میپردازد. شاعر با استفاده از تمثیلها و تشبیهها، نشان میدهد که غفلت از خداوند همچون غفلت از اصول و مرکزیت در زندگی است. او به گوشزد کردن این نکته پرداخته که در هر شرایطی، حتی در مشغلههای روزمره، نباید از یاد خدا غافل بود. همچنین، فرآیندهای طبیعی و پاداشهای الهی را به عنوان نشانههایی از قدرت و رحمت خداوند ذکر میکند و میگوید که اعمال انسان بازتابی از غفلت یا توجه او به خداوند دارند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که برای رسیدن به موفقیت و گشایش، باید همواره به یاد خدا بود و از دعا و بخشش او غافل نشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نمی گردند ارباب بصیرت از خدا غافل
محال است این که سوزن گردد از آهن ربا غافل
چرا بی بوی پیراهن به کنعان باد مصر آید
مشو در هر نفس زنهار از یاد خدا غافل
بود باد مراد از ذکر حق دریانوردان را
تو از کوتاه بینی نیستی از ناخدا غافل
چو آهن پاره پرگار غافل نیست از مرکز
شود در وجد چون صاحبدلان از یاد خدا غافل
اگر چه روسیاهم گوش برآواز توفیقم
که ره گم کرده گم می گردد از بانگ درا غافل
چو آبستن که از فرزند خود غافل نمی گردد
مشو مشغول هرکاری که باشی از خدا غافل
به هر قفلی کلید صبح خیزان راست می آید
مشو دلهای شب زنهار از دست دعا غافل
به شکر این که هست از دستها دست تو بالاتر
مشو تا ممکن است از دستگیری چون عصا غافل
درین دریا که باشد هرکفش مشتی پراز گوهر
نگشتی چون حباب پوچ از کسب هوا غافل
گشایشهاست باد صبح را در آستین پنهان
مشو چون غنچه گل زین نسیم آشنا غافل
مکافات عمل از هیچ کس رشوت نمی گیرد
گرفتم شد به فرض از ظلم ظالم پادشا غافل
ندای ارجعی پیچیده در طاس فلک صائب
ترا گوش گران دارد ازین صوت و صد غافل