نتابد از شکست خلق رو گوهرشناس دل
که از سنگ ملامت می شود محکم اساس دل
این شعر با زبان تمثیلی به بیان درد و رنج دل میپردازد و اشاره به این دارد که شکست و ملامت نمیتواند روح و قلب انسان را از ارزش و بنیادی بودنش بازدارد. شاعر به زیباییهای جهان اشاره میکند و بر این عقیده است که دل همواره در تلاش است تا با زیباییها پیوند برقرار کند. او همچنین از ناپایداری احساسات و تغییرات مداوم دل سخن میگوید و در نهایت به قدرت و جذابیت عشق و یار اشاره میکند که میتواند به دل جان بخشد و آن را شاداب کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نتابد از شکست خلق رو گوهرشناس دل
که از سنگ ملامت می شود محکم اساس دل
زرنگ و بوی این گلزار بر چین دامن همت
نگردیده است تا چون غنچه زنگاری لباس دل
دلیل کعبه گل هست از ریگ روان افزون
ز چندین راهرو یک تن نگردد ره شناس دل
زمین سینه تاریک روزن آرزو دارد
محال است این که مستحکم شود هرگز اساس دل
نیم زان نوبهار بی خزان آگه همین دانم
که هر ساعت به چندین رنگ می گردد لباس دل
به سعی پیچ و تاب دل به زلف یار پیوستم
که می آید برون از عهده شکر و سپاس دل
کیم من کز صنوبرقامتان صائب نمی آید
که با گیرایی مژگان او دارند پاس دل